محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
492
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
بدنبال آن وحشى كوه گرد * عنان تكاور چنان گرم كرد كه در طى آن ره [ 270 ] نبودش چنان * بجز فتح و نصرت كسى همعنان كسى كش بديدى بدانگونه چست * نمودى بعقل « 1 » خود آن را درست نه شاهست برابرش راهوار * كه بر باد گرديده آتش سوار از مولانا جلال الدين يزدى ، كه در آن جزو زمان سرآمد ارباب رصد و تنجيم و ملاذ اصحاب « 2 » استخراج و تقويم بود و ملازمت اردوى كيوان پوى مينمود ، استماع افتاد كه نوّاب سپهر ركاب در عرض بيست و چهار ساعت ، زمانى كه باصطلاح اهل اين فن ، عبارت از يك شبانه روزست ، قريب به پنجاه فرسخ رانده بود و با هفده نفر از ملازمان ركاب سعادت اثر ، تا ولايتمندليج و ترساق ، كه از رستاق دار السلام بغدادست عنان توقف باز نكشيد و در آن وحشت آباد ، از آن وحشى سيرت سبع نهاد اثرى نديد و از آن گمشدهء وادى ضلالت از هيچ طرف خبرى نشنيد . لا جرم ، بعد از دو روز ، از آن موضع معاودت فرموده « 3 » بر ساحل رود سيمره بارگاه اقامت و خرگاه استقامت افراشتند و زياده بر دو ماه در آن تابستان كه از فرط حرارت هوا ، نفس زدن مقيمان و ساكنان آن سرزمين ، در آن مقام ، ياد از كورهء حداد ميداد ، مواكب سعادت قرين در آن سرزمين تشريف نزول داشتند ، حرارت به حدى در زمين و زمان تأثير داشت كه هر كه نفس زدى ، بوى كباب جگر استشمام نمودى و هر كه از تاب دل آهى كشيدى بمثابهء داش كوزه گران دود آن در هوا پيچيدى . از تاب آتش هوا ، سنگ مرمر و بلور ، مانند يخ آب گشته و ياقوت و لعل در صميم كان گداخته بر مثال خون از بينى كوه بر خاك چكيد . بخارى كه از بخار « 4 » مرتفع شدى و دخانى كه از زمين متصاعد گشتى ، سحابى كه از آن متكون گرديدى بمجاورت آب و هواى
--> ( 1 ) - م : بقعل ( 2 ) - م : ارباب . ( 3 ) - در آن معاودت نموده . ( 4 ) - در هر دو نسخه چنين است و به نظر ميرسد بحار صحيح باشد .